شخصی نویسی‌های یک نفر
RSS
  • Home
  • گالری نمونه کارهای گرافیکی
  • تماس با من
20201019_185939

19 اکتبر 2020

سباستین

 


اوایل ماه کتاب خال سیاه عربی رو دست گرفتم و چون با طبع و قلم حامد عسگری آشنا بودم از کتاب حظ و بهره بردم و برای منی که تا به حال سفر حج نرفتم شیرین بود، ولی وقتی خواستم اطلاعات و نظر شخصیم توی گودریدز ثبت کنم دیدم خیلی‌ها به این کتاب انتقاد کردن و حتی یک سری‌ها هم حامد خان عسگری رو ارجاع داده بودن به آقا منصور ضابطیان جهت یاد گرفتن سفرنامه نویسی.

خب من هم که تا به حال کتاب‌های منصور ضابطیان رو نخونده بودم رفتم سراغ کتابخونه‌م و کتاب «سباستین – سفرنامه و عکس‌های کوبا» رو برداشتم و خوندم، واقعاً قلم آقای ضابطیان دوست داشتنی بود و واقعاً باهاش منم رفتم سفر.

تفسیرهای به موقعش از موقعیت‌ها و مکمل کردن این تفسیرها با عکس‌های خوبش جوری هست که آدم دلش نمیاد کتاب بذاره زمین و دوست داره یک سر کتاب نوش کنه.

دستمریزاد آقای ضابطیان

علاقه‌مند شدم بقیه سفرنامه‌های ایشون رو هم بخونم، البته اینم بگم به نظر من سفرنامه آقای حامد عسگری هم عالی بود و من خداروشکر میکنم که چنین نویسندگان خوبی داریم که باعث اغناء ظرف روحی‌مون میشن.

 

پ.ن: اینم مطلب سومم بود 🙂


 

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت, کتابخواری • 1 • Tags: حامد عسگری, خال سیاه عربی, سفرنامه, کوبا, گودریدز, منصور ضابطیان

Arbaein Radio

18 اکتبر 2020

رادیو اربعین

ظاهراً به مطلب دوم رسیدم 😊 (ارجاع به مطلب قبل)

عمده نفرات ما ایرانی‌ها در تب نرفتن به زیارت اربعین سوختیم و خب بهترین چیز برامون توی اون روزها گوش کردن به رادیو اربعین بود ولی این شبکه رادیویی نشون داد اگه پیاده‌روی اربعین برگزار نشه چیز خاصی تو چنته نداره و عملا شنونده‌هاشُ بعد چند ساعت (حتی تو بعضی از برنامه‌ها در حد چند دقیقه) طرد میکنه، چند تا پرده از چیزهایی که تو ذوقم زد می‌نویسم شاید کسی از بر و بچه‌ها این شبکه اینجا و روزی دید و شاید اصلاحاتی برای سال آینده شد:
پرده اول:
گوینده: برای اینکه اسم شما هم جزو زوار اربعین ثبت بشه همین الان لبیک یا حسین رو به شماره… ارسال کنه و حتما اسم کاملش رو هم زیر پیامک بنویسه تا من بخونم😐!!!

[۵ ثانیه مداحی پخش میشه]

گوینده: چند تا از پیامک‌هارو که خودشون به این وسیله زائر اربعین کردند!!!! رو می‌خونم؛ خانم فلان لبیک یا حسین، آقای بیساری از فلان شهر آبیک یا حسین [این اسم خوندن حدود ۳ دقیقه طول می‌کشه]

[۵ ثانیه مداحی پخش میشه]

گوینده: این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌‌ی اوست، این چه شمعیست که…. [و دوباره ۳ دقیقه پیامک لبیک یا حسین ‌هارو با اسامی میخونه و در ضمن اعتراض می‌کنه چرا یک‌سری اسامیشون نمی‌نویسند]

[۵ ثانیه مداحی پخش میشه]

گوینده: تعدادی پیامک داشتیم که می‌گفتند چرا من انقدر بین مداحی ها حرف می‌زنم، آقاجان و خانوم محترم لازمه برنامه سازی اینه که مجری حرف بزنه و بلافاصله شروع کرد به خوندن اسامی افرادی که لبیک یا حسین رو فرستاده بودند.

یعنی عملا توی یک ربع فقط ۱۵ ثانیه مطلب شنیدیم بدون سخنرانی بدرد بخور

پرده دوم:
که تو دل همون پرده اول بود، مگه روایت ندارم از روایت سُدیر (یکى از یاران امام صادق(علیه السلام)) که به خوبى استفاده مى شود که زیارت آن حضرت از دور نیز فضیلت بسیار دارد، به این صورت که در فضاى باز قرار گیرد و به راست و چپ نظر بیفکند، سپس سر خود را به سوى آسمان بلند کند و به جانب قبر امام حسین(علیه السلام) توجّه نماید و بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» که در مقابل آن براى او ثواب بسیار نوشته مى شود.

خب این لبیک یا حسین چجوری باعث زائر شدن میشه، آیا این ترویج دروغ نیست؟

پرده سوم:
رادیو اربعین تو کل زمان‌هایی که من توی عصر به رادیو اربعین گوش دادم همیشه یه سردار جنگ دعوت کرده بودند و همون حرفهای تکراری که تو هفته دفاع مقدس زده میشد می‌زدند و یک ساعتی برنامه رو میگذروندن، البته تفاوتشون با برنامه‌های شبکه‌های دیگه این بود که بجای موسیقی بین حرفهای مهمانشون از مداحی استفاده میکردند، خداییش آدم زد رشادت‌های این عزیزان نیستم ولی جای برنامه‌هایی که بتونه ابعاد کمتر گفته شده عاشورا و کوفه و شام اون زمان رو بگه خیلی خالی بود.

توسط علی معتمدکیا • اجتماعی • 0 • Tags: اربعین, رادیو اربعین

tataliti

18 اکتبر 2020

تتلیتی

چند روزیه که دو تا مطلب تو ذهنم هست که بیام اینجا و بنویسم ولی فرصتش برام پیش نیومد، امشب هم به یه موضع جالب بر خوردم که خالی از لطف نیست نوشتنش و موندنش اینجا، پس اول همین مطلب امشب رو می‌نویسم و اون دو تا رو هم تا با مترو برسم خونه اگر رسیدم می‌نویسم و اگر نرسیدم فردا یا پس فردا می نویسم.

چند سالی میشه که اسم امیر تتلو به گوشم خورده بود و اون موقعی که یه تازه خواننده بی نام و نشون بود یکی از آهنگاش گوش کردم و از شما چه پنهون اصلأ از سبکش و آهنگش و شعرش خوشم نیومد.
هی از دور و نزدیک ازش خبر و سخن می‌شنیدم تا انتخابات سال ۹۶ که خودش چسبوند به حجت الاسلام رئیسی و تقریباً دیگه همه شناختنش و اون موقع سعی کردم یکی دو تا دیگه از آهنگاش بشنوم که هر دفعه با فوران محتویات معده به سمت بالا روبرو شدم و بی خیالش شدم.
البته اینم بگم در حد چند بند و (اگه بشه گفت) بیت گوش کردم و بی ربطی معنا و کلام باعث قطع گوش دادن شد.

ولی خب خوب میدونم طرفدار زیاد داره و یه جورایی طرفداراش براش می‌میرن که به همین طرفدارها میگن: «تتلیتی»

ولی امشب که داشتم از شرکت به سمت مترو می‌اومدم یه شخصی جلو پاک ترمز کرد تا منُ تا ایستگاه مترو برسونه و این فتح بابی شد که حدود ۱۰ دقیقه مجبور شدم به صدای ایشون گوش کنم، اول خواستم کتاب «نیم دانگ پیونگ یانگ» از کیف دربیارم و تمرکزم بدن بهش ولی گفتم بذار شعرش گوش کنم شاید چیزی میگه که این‌همه طرفدار داره، ولی چشمتون روز بد نبینه آهنگش نه شعر داشت، نه سبک، نه موسیقی، نه هر چیزی که بشه آدم ازش خوشش بیاد، یه جاهایی که عملا روی آهنگ فقط! حرف زده بود، بدون هیچ سبکی، انگار یکی آهنگ پلی کرده بشه و یکی داره برات محملات میگه.
خداییش این بشر چی داره که این‌همه طرفدار داره و از طرفی طرفداراش با افتخار خودشون تتلیتی معرفی میکنن!؟!؟

به قول مرحوم عارف لرستانی تو شب‌های برره: خدایا توبه

توسط علی معتمدکیا • اجتماعی • 0 • Tags: امیر تتلو, تتلیتی

Enghelab

30 سپتامبر 2020

۱۱۱- گوهر

بنا به شرایط کاریم از صبح زود وارد محل کار میشم و زود که از شرکت بیام خونه حدود غروب هست، اونم با سرویس شرکت تا نزدیک خونه میام و همین باعث میشه که از اجتماع عمومی مردم دور باشم، امروز که بعد از مدت‌ها به مرکز شهر و میدان انقلاب رفتم و برای برگشت از مترو تو ساعت نسبتاً شلوغش استفاده کردم تازه دیدم که چقدر رنگ جامعه عوض شده، پسرها یه شکل دیگه ای شدن که تمیز دادنشون از دخترها خیلی سخت شده و دخترها هم بالعکس پسرها 😐

جالبیش اینه این تفاوت برای من خیلی عجیب بود و برای بقیه عادی بود، مثلاً توی راهروی مترو خانمی جلوتر از من بود که اصلا روسری یا شال روی سرش نبود، نه اینکه از سرش افتاده باشه، نه اصلا، انگار به طور مادر زاد براش آپشن روسری یا شال فعال نشده بود، پیش خودم گفتم مامور حراست مترو بهش گیر میده ولی خیلی شیک و قشنگ از جلوی مأمور رد شد و فک من به زمین خورد 😶

 

وقتی هم که سوار قطار مترو شدم وارد اولین واگن بعد از واگن خانمها شدم و دیدم تو واگن خانم‌ها یه فروشنده خانم با پوشش بسیار راحت (تا حدی که اگر بی حجاب بود کمتر جلب توجه میکرد) در حال فروش اکسسوری های زنونه است و بقیه مردم هم عادی عادی عادی

 

راستی چی شده و چه بر سر دخترها و زن‌های مملکتم اومده که مادرها و مادربزرگهای همین افراد برای از دست ندادن حجابشون حاضر شدن چندین سال خودشون توی خونه هامون حبس کنند ولی الان خیلی راحت بدنشون رو عرضه میکنند به نگاه حریص جامعه!!!!

توسط علی معتمدکیا • اجتماعی • 0 • Tags: آخرالزمان, حجاب, زن, گوهر زن

server

25 آگوست 2020

۱۱۰- اصلاح خطا عدم ارتباط با سرور (cleartext traffic)

com.androidnetworking.error.ANError: com.androidnetworking.error.ANError: java.net.UnknownServiceException: CLEARTEXT communication to amkia.ir not permitted by network security policy

در اندروید ۸ به بعد برنامه نویس های اندروید (جاوا) مشکلی دارند با عدم ارتباط با سرور که با گذراندن مراحل زیر این مشکل حل خواهد شد:

ابتدا مطمئن شوید اشتباه رایج “https://” به جای “http://” و یا بالعکس رو نداشته باشید.

سپس یک Android Resource File با نام network_security_config در پوشه xml (اگر این پوشه موجود نیست در Res ایجاد می کنیم) می سازیم و کدهای زیر را وارد می کنیم:

<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<network-security-config>
    <domain-config cleartextTrafficPermitted="true">
        <domain includeSubdomains="true">api.example.com(دامین مورد نظر)
</domain>
    </domain-config>
</network-security-config>

 

در فایل AndroidManifest کد زیر را وارد می کنیم:

<uses-permission android:name="android.permission.INTERNET"/>
    <application
...
        android:usesCleartextTraffic="true"
        android:networkSecurityConfig="@xml/network_security_config">

    </application>

 

توسط علی معتمدکیا • برنامه نویسی • 0 • Tags: CLEARTEXT, cleartext traffic, network security policy

BDOOD

22 آگوست 2020

109-دوچرخه سواري

با اينكه علاقه خاصي به دوچرخه دارم ولي با توجه بُعد مسافت بين محل زندگي و كارم امكان استفاده از دوچرخه رو ندارم و با توجه به اينكه چند باري هم نيمه شيطون مغزم گولم زده و تا خريد دوچرخه پيش رفتم ولي باز نيمه عاقل مغزم پيروز شده و تا الآن دوچرخه نخريدم.

ولي با اين حال علاقه من به دوچرخه كم نشده، هفته پيش كه رفته بودم انقلاب چند تا كتاب بخرم و پس از خريد آخرين كتاب ديدم يكي از اين دوچرخه هاي طرح #بيدود جلوي در مغازه خود نمايي مي كنه و من هم امونش ندادم و همون موقع اپليكشينش دانلود كردم و قفلش آزاد كردم و آزاد و رها سوار بر دوچرخه مسير انقلاب تا منزل ركاب زدم.

چه حس خوبي داشت بعد از حدود 24 سال سوار بر دوچرخه و لذت ركاب زدن و سرخوش شدن.

خوشبختانه الان يكي از بيدوديها هستم و تا حداقل يكسال ميتونم وقت و بي وقت از اين وسيله كم هزينه ولي سودمند استفاده كنم.

پ.ن: آدم وقتي داره با خودرو رانندگي ميكنه زياد شيب خيابون ها براش مهم نيست ولي تور كاب زدن با دوچرخه (اون ساده و غير دنده اي) چقدر اين شيب هاي هر چند ناچيز به چشم مياد D:

توسط علی معتمدکیا • اجتماعی • 0 • Tags: بيدود, پاكي شهر, دوچرخه

Screenshot_20200816-011132_Google Play Store

16 آگوست 2020

108 – وبلاگ گفتن

یه موقعی وقتی می‌خواستیم چیزی تایپ کنیم راهی جز تایپ نداشتیم!!!😁 (چه جمله قصاری افاضه کردم)، این موضوع موقعی بغرنج می‌شد که متن طولانی می‌شد.

ولی امروز به لطف تکنولوژی که خیلی از کارها راحت شده دیگه احتیاج به تایپ کردن نیست و میشه متن خوندن و تکنولوژی برامون تایپش کنه، انگار داری دیکته می‌گی.

اولین بار این امکان توی نرم‌افزار وُرد مایکروسافت دیدیم ولی چون با زبان فارسی کار نمی‌کرد عملاً ازش استفاده‌ای نکردیم ولی الان با ورود گوشی‌های هوشمند متن باز نرم افزار زیادی برای اینکار هست که البته من چون علاقه‌ای به برنامه‌های متفرقه ندارم پس دنبال یه برنامه رسمی ولی کاربردی که فارسی هم ساپورت کنه بودم و الان چند سالیه که از نرم افزار gboard که مال خود شرکت گوگل هست استفاده می‌کنم و تقریباً تمام متن‌ها (علی‌الخصوص متون بلند) رو دیگه تایپ نمیکنم و فقط می‌خونم،

پ.ن: وبلاگ نویسی هم عملاً شده وبلاگ گفتن

توسط علی معتمدکیا • اندروید, تجربه • 0 • Tags: Gboard, تایپ, تایپ صوتی, خواندن به جای نوشتن

6 جولای 2020

107- چرا همه دوست دارند در گوگل کار کنند؟

🔸شرکت گوگل از جمله شرکت‌های پیشرو و موفقی است که از همان آغاز توانسته محیط دلپذیری را برای کارکنانش پدید آورد که در آن تقریبا همه کارکنان احساس می‌کنند در محیطی شبیه به ‌خانه‌شان در حال سپری کردن ساعات کاری‌شان هستند. ناگفته پیداست که کمتر کسی حاضر می‌شود چنین محیط خوشایندی را به امید یافتن شرایط کاری بهتر ترک کند و از گوگل برود.



🔸شرکت گوگل از جمله شرکت‌های پیشرو و موفقی است که از همان آغاز توانسته محیط دلپذیری را برای کارکنانش پدید آورد که در آن تقریبا همه کارکنان احساس می‌کنند در محیطی شبیه به ‌خانه‌شان در حال سپری کردن ساعات کاری‌شان هستند. ناگفته پیداست که کمتر کسی حاضر می‌شود چنین محیط خوشایندی را به امید یافتن شرایط کاری بهتر ترک کند و از گوگل برود.

🔸در واقع بنیان‌گذاران شرکت گوگل یعنی “لری پیج” و “سرگی برین” از اولین روزی که شرکت گوگل را پس از رها کردن دوره دکترای خود در دانشگاه و در یک پارکینگ تاسیس کردند تصمیم گرفتند تا شرکت‌شان را به مکانی متفاوت از سایر شرکت‌ها و با بالاترین میزان دلپذیری برای کارکنان تبدیل کنند و به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران به‌طور کامل در این مسیر موفق بوده‌اند.



🔸در واقع بنیان‌گذاران شرکت گوگل یعنی “لری پیج” و “سرگی برین” از اولین روزی که شرکت گوگل را پس از رها کردن دوره دکترای خود در دانشگاه و در یک پارکینگ تاسیس کردند تصمیم گرفتند تا شرکت‌شان را به مکانی متفاوت از سایر شرکت‌ها و با بالاترین میزان دلپذیری برای کارکنان تبدیل کنند و به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران به‌طور کامل در این مسیر موفق بوده‌اند.

🔸در ادامه به برخی نکات منحصربه‌فرد و تاثیرگذار بر مقبولیت محیط کاری گوگل برای کارکنان اشاره خواهد شد که نشان می‌دهند چرا گوگل به چنین جایگاه ارزنده‌ای در دنیای کسب‌وکار تبدیل شده است.

1⃣ در گوگل سلسله مراتب اداری معنا و مفهوم چندانی ندارد

گوگل جزو آن شرکت‌هایی است که سلسله مراتب خشک سازمانی و نگاه بالا به پایین در آن بی‌معناست. این مساله حتی در مورد بنیان‌گذاران و مالکان مشهور شرکت یعنی لری پیج و سرگی برین نیز مصداق پیدا می‌کند و آنها با وجود شهرت و ثروت‌شان جایگاهی همتراز با سایر مدیران شرکت دارند.
در این شرکت، تصمیمات به‌صورت مشارکتی و با نظرخواهی از کارکنان اتخاذ می‌شود و برای حصول اطمینان از اجرایی شدن برنامه و طرح‌ها نیازی به‌دستور از بالا و الزام مدیریتی نمی‌باشد. علاوه بر این در گوگل، کارکنان این امکان را دارند تا بخش و تیم کاری مورد علاقه‌شان را خودشان انتخاب کنند.

2⃣ در گوگل حقوق بسیاری از مدیران و کارکنان از روسای شرکت بالاتر است

در این شرکت سیستم پرداخت مبتنی بر عملکرد به معنای واقعی اجرا می‌شود و کسانی که سهم بیشتری از موفقیت‌های شرکت دارند دستمزد بیشتری دریافت می‌کنند. پیاده شدن چنین سیستمی در گوگل موجب از بین رفتن تبعیض‌های پرداختی بین کارکنان شده و انگیزه آنها برای کار و تلاش مضاعف را افزایش می‌دهد.
مشوق‌های غیر مادی در نظر گرفته شده برای کارکنان برتر گوگل هم در نوع خود جالب و خاص هستند؛ این مشوق‌ها شامل موارد خاصی همچون اهدای سهام ویژه گوگل به کارکنان و صرف شام با مدیرعامل و روسای شرکت می‌شود که برای خیلی‌ها در جهان یک آرزوست.

3⃣ سیستم ۱۰- ۲۰- ۷۰ به‌خوبی در گوگل اجرا می‌شود

در گوگل سیستمی برای سپری کردن ساعات کاری روزانه وجود دارد که ۱۰- ۲۰- ۷۰ نام دارد و براساس آن کارکنان در هر روز کاری باید ۷۰ درصد وقت‌شان را برای انجام فعالیت‌های مرتبط با کسب‌وکار اصلی گوگل یعنی موضوع جست‌وجوی اینترنتی و تبلیغات صرف کنند، ۲۰ درصد وقت‌شان را صرف پروژه‌های مورد علاقه خود که به نحوی با پروژه‌ای در دست اجرای گوگل در ارتباط است کنند و ۱۰ درصد از وقت‌شان را به علاقه‌مندی‌ها و ایده‌های خودشان اختصاص دهند.
اجرای چنین سیستمی هم می‌تواند رضایت شغلی حداکثری از کار کردن در گوگل را در میان کارکنان پدید آورد و هم بذر خلاقیت و نوآوری را در ذهن کارکنان بکارد.

4⃣ در گوگل همه به هم خوب گوش می‌کنند

فرهنگ خوب گوش کردن در گوگل کاملا جا افتاده است. در این شرکت مدیران به گونه‌ای به زیردستانشان گوش می‌کنند که به آنها احساس هم‌تیمی بودن را می‌دهد.
در جریان برگزاری جلسات کاری معروف گوگل موسوم به «جلسات نیم ساعته گوگل» که به‌صورت ایستاده و طی زمان کمتر از ۳۰ دقیقه برگزار می‌شود، کارکنان و مدیران هر بخش در شرایطی برابر و با تاکید بر گوش کردن فعال به صحبت‌های هم گوش می‌کنند و سلسله مراتب اداری در این میان بی‌معنی می‌شود.

✏️ منبع: Forbes

توسط علی معتمدکیا • اجتماعی, اندروید • 0

6 جولای 2020

106- برای بار چندم؛ بازگشت

خیلی اینجا نمی‌نویسم، البته دیگه کلا نمی نویسم ولی این مدتی که سایتم از دسترس خارج شده بود خیلی مطلب می‌اومد تو ذهنم که بنویسم ولی حالا هیچکدوم یادم نیست.

عجالتاً توی این ایام کرونایی با همین مطلب شروع میکنم که ان‌شاءالله شاید باز هم نوشتم.

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت • 0

2 دسامبر 2017

105- منتظر

یه سوال؛ تا حالا شده یکدفعه یه شخصیت مهم جلوتون سبز بشه؟ کسیکه منتظر دیدنش بودید ولی انقدر این دیدار غیرمنتظره بوده و از طرفی به کارایی که ازت خواسته بوده کم و بیش عمل نکرده باشی که الان شوک شده باشید؟ چیکار میکنید؟

دستپاچه می‌شم و تمام و یا اکثر خواسته‌هام فراموش میکنم.

این ☝☝☝ جوابیه که اکثر افراد توی یک نظرسنجی دادن.

اون شخص مهم می‌تونه یه رئیس، مدیر، بازیگر محبوب، خواننده سرشناس، رئیس جمهور، رهبر و یا هر فرد دیگه‌ای باشه ولی این شخص هر کسی هم که باشه باز اونقدر بزرگ نیست که آدم حرفهای دلش فراموش کنه چه برسه به زمانی که بشنویم و ببینیم که صدایی خوش الحان طنین انداز میشه و میگه «أنا بقیة الله»، واقعاً چند درصدمون اون لحظه می‌تونیم بگیم لبیک یا مهدی.

اگه بهش یکم با دقت فکر کنیم این چند جمله خیلی تکون دهنده است.

پ.ن: خدایا کمکم کن که من جزو لبیک گویان باشم

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت • 0

< 1 2 3 4 5 >»

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • اندروید
  • برنامه نویسی
  • تجربه
  • دل نوشت
  • روزمرگی
  • کتابخواری

دسته‌بندی‌ها

  • اجتماعی
  • اندروید
  • برنامه نویسی
  • تجربه
  • دل نوشت
  • روزمرگی
  • کتابخواری

بیشترین پاسخ‌ها در پست

  • 65 – پایمال کردن هوای زیبا
    4 comments
    چند روزی بود که آسمون تهران
  • 95- روح در جسم بی جان
    3 comments
    چند روز پیش پدر یکی از دوستان
  • 56 – …
    2 comments
    ترم سوم درسی داشتیم به نام
  • 74 – سیزده به در
    2 comments
    متاسفانه چند روزیه که با یه
  • 67 – بزرگترین بازار متحرک دنیا
    2 comments
    حدود دو سه ماهی هست که از مترو

برچسب‌ها

Airbus A300 F14 آمریکا اربعین استان مرکزی استخدام امید ایرباس ایمو باری به هر جهت بازنشستگی بی قانون بیمه ترک دوستی تطهیر دشمن تلگرام جلسه حجاب حسین رضوی خدمت سربازی خود فروخته دشمن ملت دشمن نظام دوستی رادیو جوان شبکه جوان شرم شعور شهید مطهری شیعه عاطفه موسوی فرهنگ قانون لاتاری محلات مساجد مسجد معماری ملوک الطوایفی نجابت واشنگتن وبلاگ وبلاگ نویسی کاوشگر کاوشگر جوان، سیاوش عقدائی

آمار

↑

© شخصی نویسی‌های یک نفر 2026
اجرا شده توسط همیار وردپرس