شخصی نویسی‌های یک نفر
RSS
  • Home
  • گالری نمونه کارهای گرافیکی
  • تماس با من

23 نوامبر 2014

64 – ما انسانهائی – زود قضاوت کردن

ما آدمها عادت داریم به زود قضاوت کردن و هر چقدر هم که همت کنیم و نخوایم این کار نکنیم نمیتونیم، حتی در حق یک دوست عزیز
جریان از این قراره که چند روز پیش ی دوست عزیزی پشت کامپیوتری که تو شرکت تحویل من هست نشسته بود داشت کار میکرد و به محض اینکه من وارد دفتر شدم کارش تموم کرد و سیستم در اختیارم گذاشت و خودش نشست روی یه صندلی دیگه، یکم که گذشت ازم پرسید که آیا سیستمم خوبه و مشکل نداره وسرعتش چطوره (غالبا کامپیوترهای شرکتها خیلی در و داغونه) من هم به خیال اینکه میخواد سیستممو به چنگ بیاره دو سه تا ایراد گذاشتم رو سیستمم (این دوستمون مسئولمه و اگه اراده میکرد من دیگه کاری نمیتونستم بکنم) پیش خودم گفتم حتما سیستمش کند شده و میخواد از قدرتش استفاده کنه و سیستمهامون باهم عوض کنیم.
***ی چیزی تو پرانتز بگم،***
هر کدوم از ما برای استفاده از کامپیوترهامون با یوزر و پسورد اختصاصی خودمون میتونیم وارد بشیم و این دسترسیها محدوده و مثلا نمیتونیم برنامه نصب کنیم و برای نصب برنامه ها باید یوزر و پسورد ادمین داشت یا اکانت با دسترسی ادمین که این ادمین از طریق معاونت سیستمها معرفی میشه و اصلا به کسی نمیدن، و رو سیستم ایشون یه اکانت ادمین هست و میشه برنامه هم نصب کرد، از طرفی روی سیستم من به دلیل کار تو چند تا پروژه مختلف نرم افزارهایی توسط یکی از ادمینها نصب شده مثل کورل دراو، فتوشاپ، کتیا، اتوکد و …
***حالا اینجا پرانتز بسته***
این دوستمون گفت: چقدر اتوکدت زود بالا میاد، بعدشم کفت: هنوز با فتوشاپ و کورل کار میکنی؟
من هم کفتم: فتوشاپ که خیلی سنگین شده و کورل هم بد میاد بالا (ایراد میذاشتم که سیستم از چشمش بیافته)
بالاخره صحبتمون تموم شد و بعد از رفتنش پیس خودم گفتم: وای چشمش سرعت سیستمم گرفته و میخوادکامپیوترهامون عوض کنیم. تو دلم خدا خدا میکردم اصلا یادش بره. تا اینکه بعد از یک هفته ایشون اومد پیش من و گفت داره از واحدمون میره و یه سری حرفا و زد و آخرش گفت: علت اینکه میخواستم سیستمهامون عوض کنیم بخاطر این بود که سیستم ادمین دار داشته باشی تا بتونی برای خودت برنامه نصب کنی.
اینو که گفت از خودم و زود قضاوت کردنم بدم اومد، پیش خودم گفتم ببین این بابا چه نیتی داشته و تو چطور برداشت کردی!!!
ای کاش میشد این خصلتهای بد زود و راحت ترک کرد.

پ.ن1: الآن دیگه ایشون از واحدمون رفتند.
پ.ن2: این متن سه روز طول کشید تا تونستم تکمیلش کنم (سرخوشانه نوشتم: دی)
پ.ن3: این متن با برنامه نت گوشی نوکیا اکس تری و به یاد گذشته که بدون گوشی هوشمند بودم تایپ کردم :دی

توسط علی معتمدکیا • روزمرگی • 0

5 نوامبر 2014

63 – یابن الزهرا (عجل الله تعالی فرجه)

چند سالی هست که ایام دهه اول محرم و هفت امام و اربعین به هیئت ابن الزهرا می‌رم. هیئت جوانان پر شوری داره و همین مطلب دلچسبش میکنه ولی چیز دیگه‌ای که توی این هیئت هست و من خیلی بهش علاقه دارم دعای شعر گونه ای هست که غالبا آخر مجلس و پس کلی شکسته دلی می خونند و تاثیرش حداقل روی من خیلی زیاده، متن دعا یک جور دعای فرج و استغاثه به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه هست:

یابن الزهراء، یابن الزهراء، یابن الزهراء

با نام تو سودا کنم

شاید تو را پیدا کنم

یابن الزهراء، یابن الزهراء، یابن الزهراء

اقا به جان مادرت

آن مادر غم پرورت

ما را نرانی از درت

یابن الزهراء، یابن الزهراء، یابن الزهراء

 

این شعر خیلی ساده و متنی تکراری داره ولی لحن خوندنش خیلی تاثیرگذاره

 

پ.ن: فایل صوتی این دعارو دارم ولی انقدر صدای گریه توش هست که صدای جمعیت کمتر توش واضحه

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت • 0

1 اکتبر 2014

62 – آبرو

دوباره مثل همیشه خجالتم دادی…
برای عرض ارادت لیاقتم دادی…
تعجبم توکجا این حقیرساده کجا…
همیشه گفته ام آقا تو عزتم دادی…
همین که خط نکشیدی به نام من ممنون…
چه شدکه این همه شوق ارادتم دادی …
وفا ندیده ای ازمن قبول اما …
خودت به رحمت شاهانه عادتم دادی…

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت • 0

28 سپتامبر 2014

61 – وفای به عهد

3-2276 – رسول اعظم صلوات الله علیه و آله می فرمایند:
للمنافق ثلاث علامات: إذا حدّث كذب، و إذا وعد أخلف، و إذا ائتمن خان.
منافق سه نشان دارد وقتى سخن كند دروغ گويد و چون وعده دهد تخلف كند و چون امينش شمارند خيانت كند.
نهج الفصاحه

خلف وعده به عنوان یک عمل ناپسند چه در شرع و چه در عرف مورد اهمیت هست. و چقدر بد میشه که آدم حتی بصورت نا خواسته خلف وعده کنه.

امروز که اومدم سرکار متوجه یه کاری شدم که سه ماه پیش قول داده بودم و بایستی انجام میدادم و به اشتباه انجام نداده بودم، سعی در جبرانش کردم ولی صد در صد درست نشد، فکرم خیلی مشغولش بود تا اینکه حدیث بالا روی ویجت گوشیم خودنمایی کرد.

پ.ن۱: طرف حساب منو بخشید، خدا هم ببخشه ان شاء الله
پ.ن۲: انرژی کل روزم تخلیه شد

توسط علی معتمدکیا • روزمرگی • 0

23 سپتامبر 2014

60 – اول مهر

امروز اول مهر هست و بازار خاطره اولین روز مدرسه داغ داغه، پس منم با روز اول مهرم خاطره بازی می‌کنم.

روز اول مهر من با پدرم رفتیم مدرسه، اون موقع یه پیکان (اگه اشتباه نکنم) کرم رنگ داشتیم و پدرم منو تا دم مدرسه رسوند و بعد از پارک کردن ماشین دست منو گرفت و وارد مدرسه قدیمی و با صفایی شدیم که اسمش بود مدرسه حر بن یزید ریاحی (البته معروف به مدرسه حر).

نمیدونم به چه دلیلی تو حیاط صف بسته نشده بود و بچه ها دم در باید با پدر یا مادرشون خداحفظی می‌کردند و همونجا به کادر مدرسه سپرده می‌شدند و میرفتند سر کلاس (اوج محبت به بچه کلاس اولی دارید که :دی )

من هم که تا اون موقع همه جا یا پدرم یا مادرم همراهم بودند و یک دفعه قرار شد ازشون جدا بشم بغض سنگینی تو گلوم نشست و همینکه از پدرم دور شدم شروع به گریه کردم و خواستم برگردم سمت در مدرسه که با پدرم برگردم خونه ولی فراش مدرسه به نام آقا خَستو جلومو گرفت و نذاشت برم سمت در و دست منو محکم گرفت که ببره سمت کلاس‌ها ولی من دستمو هر جوری بود از دستش خلاص کردم و برگشتم سمت پدرم، یادم نیست پدرم چجوری منو راضی کرد که برگردم ولی با حرفایی که پدرم بهم زد راضی شدم که برم سرکلاس.

امروز که داشتم تلویزیون نگاه می‌کردم و میدیدم کلاس اولی ها گریه می‌کنند درکشون می‌کردم که شاید براشون غیر قابل هضم باشه جدایی یکدفعه از پدر و مادری که تا اون موقع فکر می‌کردند همیشه و همجا همراهشون.

با این جشن کلاس اولی‌ها و ساز و آوازی که روز اول برای بچه ها راه میندازند تا حدود زیادی سنگینی روز اول مهر کم کردند و تعداد بچه‌هایی که گریه می‌کنند خیلی کمه، والله زمان ما که تقریبا از هر 5 نفر چهار نفر در حال آبغوره گرفتن بودند، جالبه بدونید که سال دوم و سوم ماها میشتیم و به سال اولی هایی که گریه می‌کردند می‌خندیدیم :دی

پ.ن: دقیقا سی سال از اون روز می‌گذره

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت • 0

12 سپتامبر 2014

59 – مهمانی آغوش تو

از فراقت چشم هایم غرق باران می شود
عاشق هجران کشیده زود گریان می شود
درد غفلت یک طرف ، درد جدایی یک طرف
مشکلاتم یک به یک دارد فراوان می شود
از خودم ناراضی ام از بس که دنیایی شدم
دل اگر شد جای غیر از یار ، ویران می شود
داروی این درد بی درمان فقط در دست توست
درد من با بوسه بر پای تو درمان می شود
یابن الزهرا چاره ای کن مرگ دارد می رسد
آفتاب روی تو پس کی نمایان می شود؟
خوش به حال نوکری که پاک و بی آلایش است
این چنین شخصی در آغوش تو مهمان می شود
هر که از فعل حرام و شُبهه دوری می کند
مور هم باشد اگر ، روزی سلیمان می شود
سربلند از امتحان عاشقی آید برون
عاشقی که همّت وصلش دو چندان می شود
کوری چشم حسودانی که طعنه می زنند
عاقبت می آیی و دنیا گلستان می شود
جزء بکّائین شدی با گریه بر جدّت حسین
اشک می ریزی و قلبت بیت الاحزان می شود
هر کسی که مُنکِر گریه برای جدّ توست
شک ندارم تغذیه از دست شیطان می شود
تا نفس در سینه ام باقی ست گریه می کنم
گریه ام خرج غم شاه شهیدان می شود

محمد فردوسی

توسط علی معتمدکیا • روزمرگی • 0

30 آگوست 2014

58 – مبانی الکترونیک به همین سادگی حتی برای گوینده تیزر تبلیغاتی

th1دوستان و عزیزانی که به سن و سال بنده هستند حتماً یادشون هست رادیو ها و تلویزیون‌هایی که معروف به لامپی بودند البته سن ما هم به این نوع رادیو و تلویزن قد نمیده بلکه حداقل تو خونه پدربزرگ و مادربزرگهامون دیدیم. همونطور که از اسم این نوع وسیله‌ها مشخصه قلب و هسته اصلی اینها المان الکترونیکی هست به نام لامپ خلاء که با انتقال جریان و قدرت باعث کار کردن رادیوها و تلویزیون‌ها و حتی کامپیوترهای اولیه شد.

th

بعد از چند سال از ظهور لامپ خلاء و تقریبا بین سال‌های 1928 تا 1940 قطعه جدیدی در آلمان متولد شده بنام ترانزیستور که این قطعه کوچک انقلاب بزرگی بود برای صنعت الکترونیک چون طول عمر بالا، کوچکی، مصرف کم و قابل اطمینان بودن نسبت به لام‌پهای خلاء برگ برنده و مزایای ترانزیستور‌ها بود. هنوز هم که هنوزه ساخت انواع دیود‌ها و آی سی‌ها و چیپ‌ها با استفاده از اصول اولیه ساخت ترانزیستورها مدیون تکنولوژی ترانزیستورها هستند.

th0

LEDها (Light emitting diode- دیود ساطع کننده نور)، (با تلفظ « ال ای دی») نوعی دیود هستند که در حین گذشتن جریان ازشون باعث ساتع شدن نور میشن و به رنگ‌های مختلف تولید میشند البته در ابتدا بیشتر در رنگ قرمز تولید شده ولی در‌حال حاضر در رنگهای مختلف ساخته میشند و مزیتشون در مصرف انرژی کمتر و عمر طولانی‌تر نسبت به لامپ‌های معمولی و حتی CRT تلویزون‌ها هست. این LEDهارو الآن تقریبا در همه جا میبینیم مثل علامات روشن و خاموش دستگا‌های الکترونیکی، ساعت‌های دیجیتال، چراغ‌قرمز سر خیابون، بیلبوردهای الکترونیکی و چیزی که زیاد به گوش همه می‌خوره تلویزیون‌های LED است و این اسم فقط به خاطر تکنولوژی استفاده از LED در این تلویزون‌هاست.

LED1

و اما فناوری جدید شرکت LG باعث تولید صفحه نمایش‌های جدیدی به نام organic light emitting diodes به صورت مخفف OLED (با تلفظ «اُ ال ای دی») شده که در این نوع صفحه نمایش به ادعای شرکت سازنده از مواد عالی در ساخت LEDهای این نوع صفحه نمایش استفاده شده و باعث شفافیت و همچنین باریکتر‌شدن قطر صفحه نمایش شده است.

what-is-oled-feat2

اما تمام این‌ها رو گفتم که چی بشه؛ راستش با یه سرچ توی دنیای بی انتها اینترنت به این اطلاعات و حتی بیشتر از این میتونید دست پیدا کنید ولی چیزی که باعث شد من توی دفتر خاطره های ذهنم بگردم و برگردم (این دو تا فعل متفاوت بودا مثل هم نخونیدشون 🙂 ) به سال‌ها هنرستان و اطلاعات الکترونیکیم زیر و رو کنم تیزر تبلیغاتی هست که این روز‌ها از رسانه ملی در حال پخش شدنه و گوینده این تیزر حداقل دوبار از واژه «اُلِد» بجای کلمه «اُ ال ای دی» استفاده می‌کنه، اطلاعات ادبیات فارسی و گرامر انگلیسی من به حدی نیست که بدونم آیا واقعاً باید اُلِد گفت یا نه ولی چیزی که حدود بیست سال شنیدم به LED می گفتیم ال ای دی و طبیعتاً الآن هم باید به OLED گفته بشه اُ ال ای دی ، و مطمئنم این لفظی که در رسانه ملی بکار برده میشه درست نیست چون در ورژن انگلیسی زبان این تیزر از «اُ ال ای دی» استفاده میشه نه «اُلِد»، حتی با یه سرچ ساده تو اینترنت و استفاده از واژه «اُلِد» یا «لِد» به هیچ نتیجه مرتبطی دست پیدا نمیکنیم، حالا من موندم چرا شرکت گلدایران که پخش کننده این تیزر هست با اینکه ورژن انگلیسی و با تلفظ صحیح این تیزر را در دسترس داره اقدام به اصلاح گفتار این تیزر نمیکنه.

والله اعلم

توسط علی معتمدکیا • اجتماعی • 1

29 آگوست 2014

57 – و آغاز 37

و شروعی دوباره …

 

بعد نوشت: تازه الآن متوجه این تناسب جالب شدم، تناسب شماره پست با عنوان پست 🙂

توسط علی معتمدکیا • روزمرگی • 0

21 آگوست 2014

56 – …

ترم سوم درسی داشتیم به نام مصطلاحات حدیثی، خود درس به گفته بچه های ترم بالایی درس سخت و وحشتناکی بود، برای همین با بچه های گروهمون قرار گذاشتیم که از اول ترم برای این درس وقت ویژه ای بزاریم. خداییش هم براش تلاش زیاد بکار بردیم و استاد هم اواخر ترم از گروه ما خیلی راضی بود و گفت تلاش گروه ما باعث انگیزه مضاعف براش شده که برای این درس توی همون ترم وقت بیشترین بزاره.
ولی خداییش هم از حق نگذریم استاد شهبازی نمونه استاد دلسوز و مهربان بودند که برای درس و دانشجو ارزش زیادی قائل بودند، کلاسهای آن لاین و طرح سوالات مختلف و پاسخ خواستنهای موکدشون و حتی سر زدن به کلاسهای گروه ها نمونه کارهای این استاد گرانقدره.

گروه خوب و ساعی و استاد گرانقدر و عزیزی مانند آقای استاد شهبازی زاده باعث شدند از درس سخت و مشکلِ مصطلحات حدیثی نمره بیست بگیرم و این درس سخت برام شد یه درس دل انگیز، دلیل نوشتن این سطور امتحان شنبه است که نه گروهی وجودداره و نه استادی به دلسوزی استاد شهبازی، البته از حق نگذریم استاد این درس هم زحمت زیاد کشیدند (به نسبت ترم تابستان) ولی سخت گیری در دادن نمره الزامی و امتیازی انگیزه آدم کم میکنه.

پ.ن۱ : برای امتحان شنبه دعام کنید
پ.ن ۲: هر چی فکر کردم تیتری به فکرم نرسید برای اسم این پست

توسط علی معتمدکیا • روزمرگی • 2

17 آگوست 2014

55 – یا صاحب الزمانم الغوث و الامانم

آقا سید هاشم حداد می فرماید :

حضرت آقای قاضی تبریزی خیلی در گفتارشان و در قیام و قعودشان و بطور کلی در مواقع تغییر از حالتی به حالت دیگر ، خصوص کلمه «یا صاحب الزمان» را بر زبان جاری می کردند .

یک روز یک نفر از ایشان پرسید : آیا شما خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مشرف شده اید ؟! ایشان فرمودند : کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمان(عج) نیفتد …

منبع : روح مجرد ص513

برای شفای چشم کور بنده حقیر هم دعا فرمایید …

توسط علی معتمدکیا • دل نوشت • 0

«< 4 5 6 7 8 >

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • اندروید
  • برنامه نویسی
  • تجربه
  • دل نوشت
  • روزمرگی
  • کتابخواری

دسته‌بندی‌ها

  • اجتماعی
  • اندروید
  • برنامه نویسی
  • تجربه
  • دل نوشت
  • روزمرگی
  • کتابخواری

بیشترین پاسخ‌ها در پست

  • 65 – پایمال کردن هوای زیبا
    4 comments
    چند روزی بود که آسمون تهران
  • 95- روح در جسم بی جان
    3 comments
    چند روز پیش پدر یکی از دوستان
  • 56 – …
    2 comments
    ترم سوم درسی داشتیم به نام
  • 74 – سیزده به در
    2 comments
    متاسفانه چند روزیه که با یه
  • 67 – بزرگترین بازار متحرک دنیا
    2 comments
    حدود دو سه ماهی هست که از مترو

برچسب‌ها

Airbus A300 F14 آمریکا اربعین استان مرکزی استخدام امید ایرباس ایمو باری به هر جهت بازنشستگی بی قانون بیمه ترک دوستی تطهیر دشمن تلگرام جلسه حجاب حسین رضوی خدمت سربازی خود فروخته دشمن ملت دشمن نظام دوستی رادیو جوان شبکه جوان شرم شعور شهید مطهری شیعه عاطفه موسوی فرهنگ قانون لاتاری محلات مساجد مسجد معماری ملوک الطوایفی نجابت واشنگتن وبلاگ وبلاگ نویسی کاوشگر کاوشگر جوان، سیاوش عقدائی

آمار

↑

© شخصی نویسی‌های یک نفر 2026
اجرا شده توسط همیار وردپرس