۱۱۱- گوهر

بنا به شرایط کاریم از صبح زود وارد محل کار میشم و زود که از شرکت بیام خونه حدود غروب هست، اونم با سرویس شرکت تا نزدیک خونه میام و همین باعث میشه که از اجتماع عمومی مردم دور باشم، امروز که بعد از مدت‌ها به مرکز شهر و میدان انقلاب رفتم و برای برگشت از مترو تو ساعت نسبتاً شلوغش استفاده کردم تازه دیدم که چقدر رنگ جامعه عوض شده، پسرها یه شکل دیگه ای شدن که تمیز دادنشون از دخترها خیلی سخت شده و دخترها هم بالعکس پسرها 😐

جالبیش اینه این تفاوت برای من خیلی عجیب بود و برای بقیه عادی بود، مثلاً توی راهروی مترو خانمی جلوتر از من بود که اصلا روسری یا شال روی سرش نبود، نه اینکه از سرش افتاده باشه، نه اصلا، انگار به طور مادر زاد براش آپشن روسری یا شال فعال نشده بود، پیش خودم گفتم مامور حراست مترو بهش گیر میده ولی خیلی شیک و قشنگ از جلوی مأمور رد شد و فک من به زمین خورد 😶

 

وقتی هم که سوار قطار مترو شدم وارد اولین واگن بعد از واگن خانمها شدم و دیدم تو واگن خانم‌ها یه فروشنده خانم با پوشش بسیار راحت (تا حدی که اگر بی حجاب بود کمتر جلب توجه میکرد) در حال فروش اکسسوری های زنونه است و بقیه مردم هم عادی عادی عادی

 

راستی چی شده و چه بر سر دخترها و زن‌های مملکتم اومده که مادرها و مادربزرگهای همین افراد برای از دست ندادن حجابشون حاضر شدن چندین سال خودشون توی خونه هامون حبس کنند ولی الان خیلی راحت بدنشون رو عرضه میکنند به نگاه حریص جامعه!!!!